

راضی ترین پسر خانواده ام.....نام مرا پدر من رضا گذاشت.....در کودکی پایم ز بند شکست.....چون مادرم پای مرا به بند ببست.....هرگز نگفتم که مادر چرا وچون.....حتی هنوز میدهم اندر رهت سر وجون....گاهی چنان دردپا پیچه میکند.....گویی که میخ میکوبند به استخون.....شکر خدا که پدر نام من رضا گذاشت.....چون راضی ام به رضای خدای جهون....ای مادر عزیز اگر غصه دادمت....من را ببخش ودعایی برایم بخون.....دستان پینه بسته ی تو ای پدر عزیز....به باشد از هزاران امیر وپشت میز.....من راببخش ای مادر و پدرم....یک بار دیگر بگو به من پسرم.....صد توبه ازغرور جوانی ام....مادر بگو ای پسر از تو راضی ام....پدر تورا به خدا حلالم کن....وقت نماز پیش خدا دعایم کن....هر چی که گفتی شما نکردم گوش....دیوانه بودم و عاشق و مدهوش....لطف خدا شده شامل حالم.....دعای خیر شما حاصل کارم.شاعر و نویسنده امید سبز محمدرضاتاج دینی,
بین اباد ما قدیماسوز بود یادش بخیر...خسته و بادام به جیب ما جوز بود یادش بخیر....باچراغ توری میرفتم اتشو یادش بخیر...صندلی اتشی و سادگی ادمو یادش بخیر....اون فراقی خوندن و دوهای رقاصی ما....بهر بارون چشم ما اینقد نبود به اسمو یادش بخیر....خاله بازیهای ما تو اتشو یادش بخیر....سوی کشمو رفته باخر به درو یادش بخیر...عید نوروز با لباس وکفش نو یادش بخیر...راحت واسوده میگشتیم دخو یادش بخیر....عو میاردم از سر کاریز عو یادش بخیر....صبح زود کله ی سحر بیدار شده یادش بخیر...شیر و ماست تازه و نون داغ شده یادش بخیر...گه به چپونی و گاه اوداری و سر خیدو باغ...یا که می اوردیم هیزم کنده های بید وطاق....دم نماشم اتشای کنده ای و جمع ما....روی میدونی نشستن دور هم یادش بخیر....رفتن اندر خیدو باغ مردم و سرقر زدن... یا صدای دادو بیداد پدر و غر زدن...خونه های قوم وخویش و سر زدن....هر چه گویم مو هزار یادش بخیر...رفتن پای مزار یادش بخیر...هیچ کس اینقد نبود بی حال زار یادش بخیر...باغ های میوه و بند خیار یادش بخیر...من دگر چیزی نگویم چون فقط یادش بخیر....خانه های کاگلی و مردمان با صفا یادش بخیر
❤️شاعر و نویسنده امید سبز.محمدرضا تاج دینی
میکنم جانم فدای رهبرم.....عاشق رو وصدای رهبرم....غصه و غم در دلم بسیار هست.....میشوم شاد با دعای رهبرم....سید مظلوم وبی همتا تویی .....جان به کف اندر صف اعدا تویی....تاج دینی جان فدایت میکند.....ان که فرمان میدهد مولا تویی.....کن دعا مارا به پیش جد خود....برنگشتی هیچ وقت از عهد خود.....سید وخوش صورت وسیما تویی.....ماهمه کور وکرو بینا تویی.......گرکه فرمانم دهی سید علی.....میکنم جانم فدایت یا علی....گفت خمینی به همه دنیا چنین.....بعد من مولا و فرماندارتویی..
شاعر ونویسنده امید سبز محمد رضا تاج دینی
آدرس کانال تلگرامی امید سبز: https://t.me/joinchat/AAAAAEFP9YbnhQmjXxzADg
برچسب:
نویسنده: مهران میرزاده